گفتم فقط یه لحظه چشمام رو ببندم ! با وجود اینکه دیشب ساعت هشت خوابیدم و صب ساعت چهار و نیم بیدار شدم یه مرتبه حس کردم دارم از خواب میمیرم ! ساعت نه باید کلاس باشم و ساعت هشت و نیم باید از خونه برم بیرون ! ساعت هفت هم باید بیدار باشم تا نیم ساعت به قر و فرم برسم ! و ساعت شش من خوابم گرفت ! چشمام رو بستم و طبق معمولا این چند وقته بین خواب و بیداری باز از دره پرت شدم پایین و زیر پام یه مرتبه خالی شد ! از خواب پریدم و یه نیگا به ساعت کردم ! ساعت هشت بود !!!
مثل جت پریدم تو حموم ! کم کم بیست دقیقه یه دوش گرفتم کار داره ! بیست و پنج دقیقه بعد امدم بیرون ! مسواک زدم و دنبال وسائلم میگشتم ! همینجوری هم موهام رو خشک میکردم ! یه چیزای رو جمع کردم ! دلم ضعف میرفت از دیروز ظهر تا حالا چیزی نخورده بودم ! یه کمی برنج سرد که روش قرمه سبزی ریختم به عنوان صبحانه خوردم ! (: البته در حین بدو بدو ! خواستم موهام رو سشوار بکشم که دیدم افشین بیدار میشه ! از خیرش گذشتم و با ژل درستش کردم ! بعد شلوار جین رو پوشیدم و دکمه های مانتو رو که بستم چشمم افتاد به ساعت !!
ساعت یک ربع به هفت بود !!
من هنوزم نمیدونم نتیجه فوتبال آلمان و اسپانیا چی شد ؟ اصلا دیشب بازی بود ؟ چرا انقدر مستم من !!!
پ.ن : تو این هفته یه شب خواب دیدم که داره سیل میاد و مامان و داداش و افشین و یکی دیگه دقیقا وایستادن تو مسیر سیل و همشون هم شکر خدا کرو کور و لال که هر چی من خودم رو جر میدادم هیچکدوم نمیفهمیدن و از تو مسیر سیل کنار نمیرفتن !! اخر سرم وقتی از خواب پریدم که جونم داشت در میامد دیگه و انقدر جیغ زده بودم که وقتی بیدار شدم دیدم فکم و لثه هام به شدت درد میکرد از بس تو خواب به هم فشارشون داده بودم !!
یه شب خواب دیدم بابا بزرگم ( عشق و عمر و نفسم ) زبونم لال فوت کرده و سر خاکش داشتم خودم رو میکشتم ! افشین من رو از خواب بیدار کرد و گفت تا یه ساعت بعد تو بغلش داشتم گریه می کردم !
یه شب خواب دیدم یه مار پیچیده دورم !
یه شب خواب دیدم که یکی رو کشتم !
و هر چند وقت یه بارم یه مرتبه زیر پام خالی میشه و پرت میشم پایین !!
نمیدونم خدا داره صنعت فیلم ترسناک رو رو من باز سازی میکنه یا نه ! ولی میدونم دیگه فک و دهن برام نمونده !!
اسپانیا برددددددددد ؟ دکتر رضا جان خدایی نکرده فک نکنی از رو شعورم بود که پیام تسلیت نفرستادم هاااا !!! خوابم برده بود !!!!!!!
فعلا |