گیلاس خانومی هستم
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
آرشیو
جی میل گیلاسی

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387
۱۴۸ ( مستی و راستی )

گفتم فقط یه لحظه چشمام رو ببندم ! با وجود اینکه دیشب ساعت هشت خوابیدم و صب ساعت چهار و نیم بیدار شدم یه مرتبه حس کردم دارم از خواب میمیرم ! ساعت نه باید کلاس باشم و ساعت هشت و نیم باید از خونه برم بیرون ! ساعت هفت هم باید بیدار باشم تا نیم ساعت به قر و فرم برسم ! و ساعت شش من خوابم گرفت ! چشمام رو بستم و طبق معمولا این چند وقته بین خواب و بیداری باز از دره پرت شدم پایین و زیر پام یه مرتبه خالی شد ! از خواب پریدم و یه نیگا به ساعت کردم ! ساعت هشت بود !!!

مثل جت پریدم تو حموم ! کم کم بیست دقیقه یه دوش گرفتم کار داره ! بیست و پنج دقیقه بعد امدم بیرون ! مسواک زدم و دنبال وسائلم میگشتم ! همینجوری هم موهام رو خشک میکردم ! یه چیزای رو جمع کردم ! دلم ضعف میرفت از دیروز ظهر تا حالا چیزی نخورده بودم ! یه کمی برنج سرد که روش قرمه سبزی ریختم به عنوان صبحانه خوردم ! (: البته در حین بدو بدو ! خواستم موهام رو سشوار بکشم که دیدم افشین بیدار میشه ! از خیرش گذشتم و با ژل درستش کردم ! بعد شلوار جین رو پوشیدم و دکمه های مانتو رو که بستم چشمم افتاد به ساعت !! 

ساعت یک ربع به هفت بود !!

من هنوزم نمیدونم نتیجه فوتبال آلمان و اسپانیا چی شد ؟ اصلا دیشب بازی بود ؟ چرا انقدر مستم من !!!

پ.ن : تو این هفته یه شب خواب دیدم که داره سیل میاد و مامان و داداش و افشین و یکی دیگه دقیقا وایستادن تو مسیر سیل و همشون هم شکر خدا کرو کور و لال که هر چی من خودم رو جر میدادم هیچکدوم نمیفهمیدن و از تو مسیر سیل کنار نمیرفتن !! اخر سرم وقتی از خواب پریدم که جونم داشت در میامد دیگه و انقدر جیغ زده بودم که وقتی بیدار شدم دیدم فکم و لثه هام به شدت درد میکرد از بس تو خواب به هم فشارشون داده بودم !!

یه شب خواب دیدم بابا بزرگم ( عشق و عمر و نفسم ) زبونم لال فوت کرده و سر خاکش داشتم خودم رو میکشتم ! افشین من رو از خواب بیدار کرد و گفت تا یه ساعت بعد تو بغلش داشتم گریه می کردم !

یه شب خواب دیدم یه مار پیچیده دورم !

یه شب خواب دیدم که یکی رو کشتم !

و هر چند وقت یه بارم یه مرتبه زیر پام خالی میشه و پرت میشم پایین !!

نمیدونم خدا داره صنعت فیلم ترسناک رو رو من باز سازی میکنه یا نه ! ولی میدونم دیگه فک و دهن برام نمونده  !!

اسپانیا برددددددددد ؟  دکتر رضا جان خدایی نکرده فک نکنی از رو شعورم بود که پیام تسلیت نفرستادم هاااا !!! خوابم برده بود !!!!!!!

فعلا


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 807566


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش
نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر
شناسنامه کامل من...