اصلا پاشا با ماشای خدا بیامرزم قابل مقایسه نیس !!! من فقط این دو تا رو براتون مقایسه کنم تا خودتون متوجه بشید ! اول برا دوستان بگم که پاشا و ماشا هر دو همستر هستن ! ماشا کشته شد ولی پاشا زنده اس ! ماشا ماده بود و پاشا نره !!!

ماشا روز دومی که خریدمش ! این چرخ و فلکش رو کشف کرد و روزی بیست دقیقه کامل چرخ و فلک میزد توش ! بدون وقفه ! با چنان سرعتی که بعضیا یه چیز قهوه ای محو توش میدیدم !!
پاشا هنوز چرخ و فلکش رو پیدا نکرده ! ( بعد دو ماه )
ماشا روز اول در قفسش رو شناخت و از همون روز به طور مستمر با دندونهاش شروع کرد میله ای در قفس رو جویدن !! انقدر که این صداش تا ته خونه ما میامد ! خیلی ها !! گاهی مجبور میشدم سرش داد بزنم که سرو صدا نکن !! یه دقیقه وایمیستاد نیگام میکرد بعد دوباره شروع میکرد !!!
پاشا جدیدا شروع کرده به جویدن قفسش فقط مشکل اینجاس رفته داره دیوار پشت رو میجوه و هنوز نفهمیده در کجاس !!! انقدر با ملاطفت این میله رو میجوه که حد نداره !!!

اگه به ماشا یه کاهو اندازه یه انگشت میدادم ! و میخواست از این لوله تو قفسش ببره بالا حتما خردش میکرد و تیکه تیکه میبرد بالا !
پاشا از صب این کاهو رو به صورت افقی کرده تو دهنش و داره سعی میکنه همونطوری ببره بالا !! هنوز از دم در لوله یه میلیمتر هم جلوتر نرفته !
ماشا برا دستشویی کردن دورترین نقطه از جای خوابش رو در نظر میگرفت !
پاشا بعضا سر جاش ..... خیلی دیگه هنر بکنه یه نیم سانت اونور تر !! ولی موقع خواب میره همون کاه های جیشی رو میاره میکشه زیرش !
ماشا عاشق بیسکویت ساقه طلای بود !
پاشا پتی بورنه .

ماشا رو بغل میکردم تمام تلاشش رو میرد که از دستم در بره و تو خونه بگرده !
پاشا میشنه کف دستم و در حالی که گرمای اونجاش میخوره به دستم یکی یکی انگشتام رو یا لیس میزنه یا گاز های اروم میگیره !!!
ماشا رو زمین خالی میخوابید !
پاشا بعد اینکه همه کاه هاش رو دورش جمع کرد با حوصله دستمال کاغذی هاش (که عشقشن ) رو دورش جمع میکنه و تو این هوای گرم دستمال کاغذی میکشه رو خودش میخوابه !
ماشا بر خوردن غذای های شبانه بلند میشد میامد تو ظرف غذاش مینشست و با چشمهای بسته غذا میخورد !
پاشا قبل خوابش همه رو میبره دورش میچینه که خدای نکرده جابه جا نشه !
ماشا بیش فعالی داشت خفن !! یا داشت میله ها رو میجوید یا از در و دیوار قفسش اویزون بود !

پاشا رو هر چند وقت یه بار یه تکون میدم و پشت و روش میکنم زخم بستر نگیره !
ماشا کلا زیاد به کاه ها (براده چوب ) کاری نداشت !
پاشا روزی یه بار اینها رو جابه جا میکنه و تغییر دکور میده تو خونه اش!
ماشا همین کارها رو کرد مرد !
پاشا روز به روز بیشتر تو دل من جا باز میکنه (:
نه خدایی یه نیگا به این پاشا بکنید ببینید یه نمونه اش رو تو خونتون ندارید ! مخصوصا وقتی از سر کار میان خونه ! ( قسمتی از وصیت نامه یک گیلاس )
پ.ن : دنبال یه گوشی تاشو میگردم ! هم گوشی لمسی داشتم هم ساده هم تاشو هم کشویی ! ولی دلم تاشو میخواد ! قیمتش هم تا چهارصد مشکلی نداره یعنی دیگه اون چیزا یکه تو یه گوشی گرون قیمت برام مهم بود دیگه نیست !! یکی دو تا پیدا کردم ! مگه این سونی اریکسون چی داره که اکثرا ازش خوب میگید ؟ کاش یکی مزایاش رو بگه ! برم این گوشی ها که معرفی کردید رو پیدا کنم ! خدا خیرتون بده !!! قربون دست همگی (:
پ.ن : من موسیقی رو وبلاگم رو خیلی دوست دارم فقط نمیفهمم منظورش از من یه پاروی شکسته برا قلب یه قایق چیه !!! (عملا پاروی شکسته کاربردی نداره !!! )
فعلا
از این به بعد کامنتها رو تایید میکنم بعد هر زمانی که وقت داشتم میام جواب میدم . اینطوری حداقل نظر همدیگه رو میخونید .
یکی یه راه حل بلده که بعد از سی و دو ساعت من بتونم یه ساعت ! فقط یه ساعت بخوابم ؟ من خودم نمیخوام ولی این بدنم عجیب دوست داره مرتاض بشه !!!! |