باشه ! نمیرم ... فقط یکمی بهم وقت بدید خودم رو پیدا کنم !
حق دارید اگر عصبانی باشید ولی باور کنید من با حذف این متنها به ارامش میرسم ! انگار گذشته ام پاک میشه و اینطوری که پشت سرم سفید میشه حس خوبی بهم دست میده ! میخواستم برم چون دوست نداشتم که اشناهام اینجا رو بخونن ! اصلا دوست ندارم ! حس میکنم به حریم شخصی من تجاوز میشه اینطوری ! من که به زندگی کسی کاری ندارم و حق دارم اینجا برای دل خودم بنویسم !
میخواستم برم چون درگیر یه مسئله تقریبا عاطفی بودم و بهم خورد ! فک میکردم برام خیلی سخته ولی اصلا اینطوری نیست ! شاید برای اینکه با یک حس تنفر دلنشین بهم خورد ! دو طرفه ! دوست داشتن یه طرفه بود همه چی خوب بود ! تا دو طرفه شد باید .... بی خیال به هر حال خدا رو شکر ! خدا رو شکر که ... !!!
میخواستم برم چون یک عالمه کار درسی دارم و تصمیم دارم برای فوق مدیریت شرکت کنم و خیلی کار دارم و این وبلاگها من رو کشته !
میخواستم برم چون تصمیم داشتم حتما کتابم رو امسال تموم کنم و بدم برای چاپ !
میخواستم برم و بشینم مث خر زبان بخونم چون به شدت نگران این هستم که کاری پیدا نکنم !
میخواستم برم چون خسته ام و فک میکردم با رفتن فکرم باز میشه !
نتونستم برم چون که به درک که فامیل اینجا رو میخونن !
نتونستم برم چون که فهمیدم که اون مسئله اونقدر که من فک میکردم بزرگ نبود ! چراش رو نفهمیدم !
نتونستم برم چون که باید یاد بگیرم برنامه ریزی داشته باشم و یکمی سیستم خر تو خریم رو اصلاح کنم !
نتونستم برم چون دلم براتون تنگ شده بود و داشتم میمردم !
نتونستم برم چون دیدم ارزش نداره هفتصد هشتصد نفر رو فدای یک نفر بکنم !
نتونستم برم چون که رفتن هنر نیست موندن و تلاش کردن و فراموش کردن هنره !
نتونستم برم برا اینکه شماها خیلی به حرفم گوش دادید و اصلا ایمیل نزدید و گریه و زاری راه نداختید !!!!
در اخرین روش تربیتی که خوندم برای تنبیه بچه رو میگذارن رو صندلی و میگن به اندازه عذابی که دادی همینجا بشین و به کارت فکر کن بلکه خدا زد تو سرت اصلاح شدی !!! قربون شما خودم راه رو بلتم دارم میرم رو صندلی !!! قول میدم ادم بشم !!!
بایتون !!!
|